2
دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب گروه فرق تشیع قم، ایران
چکیده
آموزه مهدویت در طول چهار قرن نخست هجری در فرقه اسماعیلیه تطوراتی را از سر گذرانده است. نزد برخی اسماعیلیان پیشافاطمی، اسماعیل به عنوان مهدی موعود شناخته میشد؛ هر چند اکثریت اسماعیلیان به مهدویت محمد بن اسماعیل معتقد شدند. از نظر اسماعیلیان نخستین، پس از مهدی دیگر امامی نیست و او پس از پایان دادن به عالم جسمانی روز رستاخیز را بر پا میدارد. با ظهور فاطمیان، عبیدالله مهدی، نخستین خلیفه فاطمی، با اصلاحاتی عقیدتی، مهدویت خویش را مطرح کرد و به فرزند خود نیز لقب قائم داد. معز، خلیفه چهارم فاطمی، با هدف جلب همراهی قرمطیان در شرق جهان اسلام، ایده بازگشت محدود به مهدویت محمد بن اسماعیل را با تغییراتی مطرح و پیگیری نمود. به طور کلی، آموزه مهدویت در دوره اسماعلیان نخستین، ابعاد دینی قویتری داشته و کمتر مورد سوء استفاده سیاسی قرار گرفته است که میتوان این پدیده را در پرتو عدم دستیابی آنان به اقتدار سیاسی قابل توجه تبیین نمود. اما فاطمیان، همچون کیسانیه، از همان آغاز حکومت برای مشروعیتبخشی به جنبش خود، از این آموزه دینی بهره میبرده و در صورت لزوم، آن را طبق سیاستهای خود از دو بعد نظری و مصداقی اصلاح میکردهاند.