گروه کلام اسلامی دانشکده علوم و معارف اسلامی دانشگاه قرآن و حدیث قم ایران
چکیده
مساله حجیت و توجیه گواهی تجربههای مهدوی در میان مدعیان و پیروان آنها با سادهانگاریهایی همراه است. این پژوهش با عطف نظر به اشکالات شناختی و مشکلات عملی اصل تسامح معرفتی برای پذیرش مدعیات تجربهگران مهدوی، تلاش کرده تا با مقایسه پدیدار و هنجار باور پیروان تجربهگران مهدوی، نحوه تاثیرگذاری وایجاد باور در پیروان از نقطهنظر روانشناسی اجتماعی با تکیه بر نمونههایی در حوزه مهدویت مورد بحث قرار گیرد و فاصله آن را با هنجارها و بایستههای پذیرش گواهی از منظر معرفتشناسی دینی روایتپایه، نشان دهد. یافتهها نشان داد مدعیان تجربههای مهدوی با ایجاد مرجعیت فرهمند و نفوذ اجتماعی برای خود از طریق تکیه بر بخشی از سنت، تلاش میکنند با تضعیف قوای معرفتی و خردورزی پیروان، خود را تنها منبع انحصاری اندیشه و باور دینی معرفی کنند. آنها با مدعیاتی همچون یگانهدانی و در سایه رازآلود نمودن ادعاهای خویش، مرجعیت فکریشان را برای مخاطبان غیر قابل خدشه نشان میدهند و بر همین مبنا، از راستیآزمایی و تحقیقپذیری گواهیهایشان میگریزند. اما حجیت معرفتشناختی گواهیهای مدعیان اینگونه تجربهها، منوط به احراز معیارهای درونگرایانه و برونگرایانه توجیه و معیارهای سختگیرانه تخصصیتر مانند راستیآزمایی ادعاها از طریق ارزیابی اطلاعش از امور پنهان و میزان تطابق آن با واقع، است و نیز محتوای تجربه نباید مبتنی بر وجوه سودگرایانه دنیوی و به نفع مدعی تجربه باشد.